29 خرداد 1399 0 2141 عکاسی و سینما و هنر .
فرزندان بشر(۲۰۰۶)

این فیلم سینمایی بر اساس کتاب فرزندان بشر (Children of Men)، اثر پی.دی. جیمز، در سال ۲۰۰۶ منتشر شد که آلفونسو کوآرون وظیفه کارگردانی آن را برعهده داشت.
داستان فیلم به سال ۲۰۲۷ برمیگردد، جایی که زنها دیگر نمیتوانند بچهای به دنیا بیاورند و همه امید و آرزوهای بشر نقش برآب شده است. در حالی که بحران و آشفتگی پایههای تمدن بشری را متزلزل کرده، آخرین شانس بقای در وجود زنی به نام کی (کلر هوپ اشیتی) قرار گرفته که به گونهای غیرقابل درک باردار شدهاست.
در این گیر و دار که فرقههای ملیگرا به جان هم افتادهاند و رهبران دنیا یکی یکی قدرت خود را از دست میدهند، مردی سرخورده به نام تئو (کلایو اوون) مأموریت مییابد که از این زن محافظت کند و او را تا بندری همراهی کند تا این آخرین امید بشریت بتواند در امنیت کامل، کودکش را به دنیا بیاورد.
تفاوت کلیدی نسخه فیلم با داستان اصلی تغییر بسیاری از شخصیتها و یا حذف شدن تعدادی از آنهاست. جالب است بدانید که شخصیت جولیان تیلور که جولیان مور آن را بازی کرده، ترکیبی از دو کاراکتر رمانهای دیگر است.
نکته دوم آن است که این فیلم وابستگی مطلق به کتاب ندارد و کارگردان و نویسندگان به طرزی ماهرانه توانستهاند توالی اتفاقات مختلف را علیرغم وجود تفاوت، خیلی خوب به تصویر بکشند.
مرا با نامت صدا کن (۲۰۱۷)

عنوان مرا با نامت صدا کن (Call Me By Your Name) فیلمی درام و رمانتیک است که از کتابی با همین نام، اثر آندره اسیمن ساخته شده و لوکا گوادانیو کارگردانی آن را برعهده دشته است. از بازیگران اصلی فیلم میتوان به تیموتی شالامی، آرمی همر، مایکل استلبرگ، و آمیرا کاسار اشاره کرد.
«مرا با نامت صدا کن» داستان لیو پرلمن (تیموتی شالامه) ۱۷ساله را دنبال میکند که در سال ۱۹۸۳ در یک محله روستایی در شمال ایتالیا با والدینش زندگی میکند.الیو بیشتر وقتش را کتاب میخواند و پدرش نیز یک استاد باستانشناسی است و تابستان هر سال از یکی دانشجویان دکترا دعوت میکند که در ازای شش هفته اقامت رایگان و نوشتن مقالههای دکترای خود، به کارهای دانشگاهی پرلمن کمک کند.
مهمان امسال آنها پسری ۲۶ ساله به نام اُلیور (آرمی همر) است که وی هم از قضا عاشق کتاب و نابغه موسیقی ست. لیو که شخصیتی متضاد با اولیور دارد، رفته رفته با او بیشتر آشنا شده و دوستی بین آنها شکل میگیرد.
عروس شاهزاده (۱۹۸۷)

عروس شاهزاده (The Princess Bride) را میتوان جزو یکی از بهترین عناوین اقتباسی دانست، چراکه به عنوان یک اثر در ژانر کمدی رمانتیک، توانایی فوقالعادهای در تصویرسازی داشته و هر مخاطبی بدون خواندن داستان کتاب میتواند به خوبی آن را درک کند. این فیلم براساس رمانی به همین نام، اثر ویلیام گلدمن ساخته شده که خود او نیز وظیفه نگارش فیلمنامه را برعهده داشته است.
داستان اینطور شروع میشود که پدربزرگ فالک برای نوهاش داستانی عاشقانه و پر فراز و نشیب را تعریف میکند؛ داستان پرنسس باترکاپ (با بازی رابین رایت) که در سرزمینی خیالی به نام فلورین در یک مزرعه زندگی میکند.
پرنسس باترکاپ با اخم و تخم به به یک پسر داهاتی به نام وستلی (کری الویس) دستورات مختلف میدهد تا اینکه روزی متوجه میشود عاشق او شده و میخواهد مابقی زندگیاش را با او بگذراند. اما همان موقع نیروهای شیطانی دست به کار می شوند و او را میدزدند و به سرزمین های گمشده برده می شود؛ وستلی هم تصمیم میگیرد عشقشش را از چنگال شاهزاده هامپردنیک شیطان صفت (کریس ساراندون) نجات دهد.
گویا در ورژن اصلی داستان، شخص گلدمن هم حضور داشته که در فیلم او را نمیبینیم. این عنوان که مورد تحسین مخاطبان و همچنین منتقدان قرار گرفت، فرصتی طلایی برای گلدمن بود که بتواند کتابش را به اثری سینمایی تبدیل کند.
۱۲ سال بردگی (۲۰۱۳)

۱۲ سال بردگی ( 12Years a slave) یک فیلم درام تاریخی بر اساس اتوبیوگرافی سالومون نورثاپ است که به کارگردانی استیو مککوئین و نویسندگی جان ریدلی در سال ۲۰۱۳ منتشر شد. چیویتل اجیوفور که در این فیلم نقش «سالومون نورثاپ» را ایفا کرده به همراه مایکل فاسبندر،بندیکت کامبربچ، پل دینو، پل جیاماتی، لوپیتا نیونگو، سارا پلسون و البته برد پیت از جمله بازیگران این عنوان بودند.
داستان به سال ۱۸۴۱ بازمیگردد، جایی که سالومون نورثاپ به همراه همسر و فرزندانش در ساراتوگای نیویورک زندگی کرده و با نواختن ویولن امرار معاش میکند. سالومون یک شب توسط چند اراذل و اوباش دزدیده شده، به وسیله آنها مسموم و بهعنوان برده فروخته میشود و ۱۲ سال از زندگیاش را به عنوان برده میگذراند.
۱۲ سال بردگی از جهات مختلف مورد توجه مخاطبان و اهالی سینما قرار گرفت و توانست جوایزی همچون بهترین فیلم درام از هفتاد و یکمین مراسم گلدن گلوب، بهترین فیلم سال ۲۰۱۳ توسط آکادامی اسکار و اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را نیز از آن خود کند.
این اثر اقتباسی هم مانند سایر عناوین تفاوتهایی جزئی با داستان اصلی دارد که از میان آنها میتوان به نبود شخصیتی هنری به نام بی. نورثاپ که نوازنده موسیقی بود اشاره کرد.
زنان کوچک (۲۰۱۹)

زنان کوچک (Little Women) دومین اثر سینمایی نویسنده و کارگردان کاربلد یعنی گرتا گرویگ است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد و درعین وفاداری به داستان اصلی توانست اتفاقات آن را به زیبایی هرچه تمام به تصویر بکشد.
این فیلم که براساس رمانی با همین نام اثر لوییزا می الکات است، هفتمین عنوان اقتباس شده از عنوان به حساب میآید و داستان خانواده مارچ متشکل از مارمی ( لورا درن)، جو( سورشا رونان)، بث (الیزا اسکانلن)، مگ ( اما واتسون) و اِیمی (فلورانس پیو) را روایت میکند.
باب اودنکیرک که به عنوان پدر خانواده به ایفای نقش پرداخته درگیر جنگ داخلی است و گه گاه برای خانواده نامه میفرستد. هریک از این چهار خواهر به نوعی خواهان کمک به خانواده هستند و البته اهداف و آرزوهای شخصی خود را نیز دنبال میکنند.
زنان کوچک توانست خصوصیات و نقاط ضعف تک تک کاراکترها را به گونهای دقیق پیش روی مخاطب قرار دهد و حتی در صحنههایی شاهد موضوعات فمنسیتی نیز هستیم. مریل استریپ، تیموتی شالامی، جیمز نورتون، لویی گارل و کریس کوپر سایر بازیگران این فیلم را تشکیل میدهند.
این عنوان با بودجهی ۴۰ میلیون دلاری توانست ۲۰۵.۲ میلیون دلار از گیشه به جیب بزند و با میانگین امتیازات منتقدان ۹۱ از ۱۰۰ در متاکریتیک، ۹۴درصد رضایت کلی منتقدان و۹۲ درصد رضایت کلی تماشاگران در Rotten Tomatoes یک اثر کاملا موفق در بین عناوین اقتباسی به حساب میآید.
اقتباس (۲۰۰۲)

اقتباس (Adaptation) یک فیلم اقتباسی است که در آن چگونگی اقتباس از داستان به تصویر کشیده میشود. در حقیقت قصه اقتباسی از یک رمان واقعی به نام Orchid Thief(دزد آرکید) نوشته سوزان اورلان است و فیلم، نسخهی سینمایی آن اثر به حساب میآید. اما در طول فیلم نحوهی تلاش عوامل و به خصوص فیلمنامهنویس را در راه خلق اقتباس سینمایی آن کتاب میبینیم.
به همین دلیل است که نیکولاس کیج در این فیلم، نقش چارلی کافمن (نویسندهی واقعی فیلم که در حقیقت وظیفهی اقتباس از آن کتاب را برعهده داشته) و برادر دوقلوی خیالی خودش را بازی میکند. بازی فوقالعاده کیج در کنار مریل استریپ، تیلدا سوئینتن، کریس کوپر و سایر بازیگران این فیلم را به یکی از درخشانترین عناوین اقتاسی تبدیل کرده است.
اقتباس با کارگردانی بی نقص اسپایک جونز نهتنها از سطح کتاب مرجع فراتر رفت بلکه معنای واقعی اقتباس سینمایی را به مخاطبان نشان داد. این فیلم در زمان اکران خود با استقبال خوبی از طرف تماشاگران و منتقدان روبهرو شد و توانست جوایز مهمی را در مراسم اسکار، گولدن گلوب و بفتا از آن خود کند.
انتخابات (۱۹۹۹)

فیلم سینمایی انتخابات (Election) عنوان دیگری است که از رمانی به همین نام، اثر تام بروتا اقتباس شده و به کارگردانی الکساندر پین در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
این فیلم داستان معلم یک دبیرستان دولتی محبوب به نام جیم مکآلیستر را روایت میکند؛ دبیری که یکی از دانشآموزهایش با نام تریسی فلیک (ریس ویترسپون)، توجه او را از شدت بد بودن به خود جلب کرده است و میزان استعدادش در رسیدن به خواستههای خود با استفاده از هر روش ممکن، برای وی هم عجیب به نظر میرسد.
داستان زمانی جالب میشود که تریسی عزم خود را برای پیروز شدن در انتخابات مدرسه جزم میکند و جیم هم که دوست ندارد سایر بچهها به تریسی نزدیک شوند، یکی از بچه ها را به مقابله با او میفرستد و همین باعث بهوجود آمدن یک کمدی جذابی میشود.
انتخابات همچنین یک فرصت طلایی برای ریس ویترسپون بود، چراکه او توانست با بازی در این فیلم نامزدی جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر زن فیلم موزیکال یا کمدی را بدست آورد.
پایان بندی این فیلم با داستان اصلی تفاوت زیادی دارد اما گویا الکساندر پین صحنه دیگری مشابه پایان بندی کتاب را هم فیلمبرداری کرده بوده که بنا به دلایلی پخش نشد.
عقل و احساس (۱۹۹۵)

عقل و احساس (Sense and Sensibility) نیز برپایه یکی از آثار کلاسیک جین آستین، به کارگردانی انگ لی ساخته و در سال ۱۹۹۵ منتشر شد.
این فیلم با نقش آفرینی بازیگرانی چون کیت وینسلت، اما تامسون، آلن ریکمنِ فقید، گرگ وایز و هیو گرانت موفق به دریافت لیست بلندبالایی از جوایز شد، که از میان خیل عظیم آن میتوان به برنده خرس طلای جشنواره برلین ۱۹۹۶ برای بهترین فیلم، جایزه اسکار بهترین فیلمنامه افتباسی، نامزد اسکار بهترین فیلم و برنده گلدن گلوب بهترین فیلم درام اشاره کرد.
در اواخر قرن هجدهم، مرد ثروتمندی به نام آقای «دشوود» که در آستانه مرگ قرار دارد، تمامی ملک و املاکش را به پسر ارشد خود، «جان»، که از همسر اولش است میدهد، اما در مقابل از او می خواهد که مراقب دخترانش، «الینور»، «ماریان» و «مارگارت» نوجوان که از همسر دوم او هستند، باشد و مخارج آنها را بهطور کامل بپردازد.
پس از مرگ پدر، جان که تحت سلطه همسرش «فانی» قرار دارد، از قولی که به پدر داده سر باز می زند و حال دختران دشوود به همراه مادرشان مجبورند که از عمارت اشرافی به جای دیگری بروند. الینور و ماریان، دو خواهر با روحیه متفاوت هستند که پس از نقل مکان به خانه جدید درگیر روابط عاطفیشان میشوند.
اما تامسون که همچنین وظیفه نگارش فیلمنامه را برعهده داشته به نوعی نماد دختری منطقی و عاقل است و در طرف مقابل، یعنی خواهرش ماریان شخصیتی حساس و تغییرپذیر دارد.
دختران بدجنس (۲۰۰۴)

فیلم سینمایی دختران بدجنس (Mean Girls) اثری در ژانر کمدی نوجوانانه است که براساس کتاب خودیار کوئین بیها و وانابیها نوشته Rosalind Wineman به کارگردانی مارک واترز در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
داستان این فیلم درباره کِیدی هرون ( لیندزی لوهان) دختر والدینی جانورشناس است که در آفریقا بزرگ شده. او وارد دنیای جدیدی میشود و قانون جنگل در این دنیا معنای جدیدی پیدا میکند. کیدی که تا ۱۶ سالگی در خانه درس خوانده، حالا باید برای اولین بار به دبیرستان عمومی برود و با سلاحهای روانی و قوانین نانوشته دنیای دختران نوجوان امروزی روبرو شود.
در این بین او تلاش میکند با گروهی از دختران به نام (The Plastics) ارتباط برقرار کرده و یکی از اعضای اصلی گروه ملقب به کویین بی (ریچل مکآدامز) او را حمایت کرده و به جع خودشان راه میدهد. لیزی کاپلان، لیسی چابرت، آماندا سایفرد، تینا فی و جاناتان بنت، سایر بازیگران این فیلم سینمایی را تشکیل میدهند.
کتاب اصلی عملا غیرداستانی است و هیچکدام از خصوصیاتی که در فیلم شاهد آن هستیم، در داستان اولیه وجود ندارد. علاوه بر آن، کارگردان دختران بدجنس با پیاده کردن دیدگاههای نویسنده کتاب به نوعی توانسته وفاداری این عنوان اقتباسی به داستان مرجع را ثابت کند.
رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴)

رستگاری در شاوشنک (The Shawshank Redemption) را میتوان به جرئت جزو یکیاز بزرگترین فیلمهای تاریخ سینما دانست. این عنوان براساس داستان کوتاهی از استیون کینگ به نام «ریتا هیورث و رستگاری در شاوشنک» ساخته شد که فرانک دارابونت بزرگ نیز کارگردانی آن را برعهده داشته.
در این فیلم تیم رابینز، نقش بانکدار جوانی را بازی میکند که که به جرم قتل همسر و معشوقه پنهانیاش به حبس ابد در زندان ایالتی شاوشنک محکوم میشود. وی تأکید میکند این جرم را نشده، ولی قاضی تشخیص میدهد که او گناهکار است.
او سالهای متعددی را در این زندان میگذراند، در حالی که تنها سرگرمیاش دستوپنجه نرم کردن با افرادی از پایینترین طبقه جامعه است؛ کسانی مثل همجنسگرایان و قاتلها که مدام او را آزار و اذیت میکنند. آلیس بوید رِدینگ (مورگان فریمن) یکی از زندانیهای سیاهپوست و راوی داستان، به این مشهور است که میتواند هرچیزی را در زندان فراهم کند. مورگان موفق شد بخاطر نقشآفرینی در این فیلم نامزدی اسکار بازیگر نقش اول مرد را بدست بیاورد.
رِد در داستان کتاب، فردی سفید پوست و ایرلندی است، اما در فیلم مورگان که خود سیاهپوست است این نقش را بازی کرده. نکته جالب این است که عنوان رستگاری در شاوشنک با وجود اینکه موفق نشد هیچ جایزه اسکاری را از آن خود کند و در زمان اکران نیز نقدهای متوسطی دریافت کرد و همچنین در گیشه هم به یک شکست تمامعیار تبدیل شد، در طول ۲۰ سال گذشته به نقطهای رسیده که اکثرا آن را دیدهاند و از آن لذت بردهاند.
علت آن چه میتواند باشد؟ این فیلم به طرز دقیقی دست روی بزرگترین ضعف بشر گذاشته و جنبههای مختلف آن را مورد بررسی قرار میدهد؛ کسی که با تاریکی خو گرفته به سمت روشنایی میرود و امید به زندگی در او متجلی میشود.
هری پاتر و زندانی آزکابان (۲۰۰۴)

هری پاتر و زندانی آزکابان (Harry Potter and the Prisoner of Azkaban) نه تنها بهترین قسمت کل مجموعهی «هری پاتر» است، بلکه جزو شگفتانگیزترین بلاکباسترهای دنیای سینما نیز به شمار میرود. سومین قسمت از مجموعه فیلمهای هری پاتر در سال ۲۰۰۴ به کارگردانی آلفونسو کوارون ساخته شد که محبوبترین قسمت هری پاتر نیز بوده.
داستانهای بینظیر جی.کی. رولینگ طرفداران زیادی در سراسر جهان دارد که در این میان هری پاتر گل سرسبد آنهاست. داستان این قسمت درباره سال سوم تحصیلات هری پاتر (دنیل ردکلیف) است که با نجات پدرخواندهاش و کشف اطلاعات بیشتری در مورد پدر و مادر کشته شدهاش به دست لرد ولدمورت همراه است.
پس از درگذشت ریچارد هریس که در دو قسمت اول نقش دامبلدور را بازی کرده بود، پیشنهاد بازی در این نقش به ایان مککلن داده شده بود که وی آن را نپذیرفت و در نهایت مایکل گمبون ایفای این نقش را برعهده گرفت.
یکی از ویژگیهای فیلمهای هری پاتر که از همان اول نظر هر بینندهای را جلب میکند، وقوع سحر و جادو در دنیای واقعی و کم شدن چاشنی کودکانه است. مورد بعدی به بعد ترسناک آن اشاره دارد؛ احتمالا صحنه ورد آن دیوانهساز لعنتی در کوپه قطار را بهیاد میآورید، که نشان میدهد هری پاتر فارغ از تخیلات معمول این جنبه را هم مورد توجه قرار داده.
دختر گمشده (2014)

دختر گمشده (Gone Girl) اقتباسی از رمانی به همین نام نوشته جیلین فلین است که البته خود او نیز وظیفه نگارش فیلمنامه را برعهده داشته. این فیلم به کارگردانی دیوید فینچر در سال ۲۰۱۴ روی پرده سینماها رفت و نظر مثبت بسیاری از منتقدان فیلم را به خود جلب کرد، همچنین فینچر موفق شد نامزدِ جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی شود. Gone Girl را میتوان یکی از بهترین فیلمهای رازآلود و جناییِ ساختهشده توسط یکی از برترین فیلمسازهای دوران مدرن دانست.
صبح روز پنجمین سالگرد ازدواج نیک دون (با بازی بن افلک) و اِیمی (با بازی رزمند پایک)، نیک متوجه میشود همسرش ناپدید شدهاست. در قیل و قالهای رسانهای در مورد گم شدن ایمی، شک و تردیدهایی پدید میآید مبنی بر اینکه خود نیک دون همسرش را به قتل رساندهاست.
ازدواج نیک و ایمی ازدواج موفقی نبوده و آنها زندگی مشترک از هم پاشیدهای دارند. هر دوی آنها در دوره رکود اقتصادی کارشان را از دست دادهاند و مجبور شدهاند از شهر نیویورک به شهر کوچکی در میسوری، زادگاه نیک، بیایند؛ جاییکه در آن نیک به تنبلی و افسردگی دچار شدهاست.
کاراگاهی به نام روندا بانی شواهدی در مورد مشکلات مالی این زوج و زندگی ناآرام آنها پیدا میکند و متوجه میشود ایمی میخواستهاست یک تفنگ بخرد. در ادامه معلوم میشود ایمی برای نیک پاپوش دوخته و طوری وانمود کرده که نیک او را کشتهاست.
از آنجایی که ریس ویترسپون تهیهکنندگی این فیلم را برعهده داشته، قرار بوده به عنوان ایمی در این فیلم به ایفای نقش بپردازد که بنابر صلاحدید کارگردان این اتفاق نیفتاد. این فیلم به مسائلی همچون اختلاف فرهنگی، اقتصادی و خیانت در زندگی زناشویی، رسانه، تأثیر فرایندهای اقتصادی روی زندگی خانوادگی و ظاهرسازی میپردازد.
رنگ ارغوانی (۱۹۸۵)

رنگ ارغوانی ( The Color Purple) یک فیلم درام آمریکایی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ بر پایه رمانی به همین نام از آلیس واکر نویسنده آمریکایی است.
این فیلم هشتمین فیلم ساخته شده توسط اسپیلبرگ به عنوان کارگردان میباشد که بازیگرانی چون دنی گلوور، دسرتا جکسون، مارگارت آوری، اپرا وینفری، آدولف سسار و رائه داون چونگ در آن به ایفای نقش پرداختند. ووپی گلدبرگ که حرفه بازیگری را از این عنوان شروع کرد، بخاطر بازی در این فیلم موفق شد نامزدی جایزه اسکار را به دست آورد.
رنگ ارغوانی به نوعی تبعیض جنسیتی، نژادی و خشونت خانوادگی در قرن بیستم را نشان میدهد. فیلم هم داستان یک دختر جوان آمریکایی آفریقایی (ووپی گلدبرگ) را روایت کرده و مشکلات زنان آفریقاییتبار در اوایل دهه ۱۹۰۰ را به تصویر میکشد. این اثر اقتباسی موفق نامزد دریافت ۱۱ جایزه اسکار شد اما مراسم اسکار سال ۱۹۸۶ را بدون دریافت حتی یک جایزه ترک کرد که در نوع خود بیانصافی بزرگی به حساب میآید.
تاوان (۲۰۰۷)

جو رایت که که تجربه و تخصص زیادی در ساخت عاشقانههای تاریخی دارد عنوان اقتباسی تاوان (Atonement) را در تابستان ۲۰۰۶ در بریتانیا و فرانسه ساخت که یک سال بعد منتشر شد. فیلمنامه این اثر توسط کریستوفر همپتون بر اساس رمانی به همین نام نوشته ایان مکیوون به رشته تحریر درآمده است.
تاوان از تحسین شدهترین فیلمهای سال ۲۰۰۷ میباشد که نامزد و برنده جوایز زیادی مثل گلدن گلوب و بفتا شد و همچنین نامزد هفت جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکل زن برای سورشا رونان بود، اما در نهایت موفق شد تنها جایزه اسکار بهترین موسیقی را بدست آورد.
در سال ۱۹۳۵ دختری سیزده ساله به نام بوریونی تالیس (سیرشا رونان) و خانوادهاش در آسایش و بی غمی در خانه بسیار بزرگی زندگی میکنند. بوریونی قصد دارد نویسنده شود و در دنیای دخترانه او پسر خدمت کار خانه، رابی (جیمز مکآووی) ، قهرمان ناجی اوست.
روزی به هنگام گردش در باغ، خواهرش سیسیلیا (کیرا نایتلی) را در آغوش رابی پسر یکی از خدمتکاران میبیند و از روی ساده دلی او را به گناه ناکرده متهم میکند که همین امر باعث به زندان افتادن رابی میشود. رابی طی اتفاقاتی راهی جبهههای جنگ با آلمان شده و روزهای تنهایی سیسیلیا آغاز میشود. ونسا ردگریو، رامالا گری و بندیکت کامبربچ از جمله بازیگرانی هستند که در این عنوان اقتباسی ایفای نقش کردهاند.
جادوگر شهر از (۱۹۳۹)

وقتی اثری پس از هشتاد سال همچنان در انواع فهرستها آورده میشود و حتی در برخی موارد آن را جزو پربینندهترین فیلم تاریخ سینما یاد میکنند، خود به خود برای تماشای آن وقت میگذاریم.
پادشاه شهر اُز (The Wizard of Oz) که خالق فیلم «برباد رفته» (Gone With the Wind) یعنی ویکتور فلمینگ کارگردانی آن را برعهده داشته، براساس رمانی برای کودکان نوشته ال. فرانک باوم آمریکایی ساخته شد. این عنوان نهتنها یکی از بهترین کارهای فلمینگ به شمار میرود، بلکه میتوان آن را یکی از برترین آثار کلاسیک تاریخ سینمای هالیوود دانست.
دوروتی (جودی گارلند) دخترک کوچکی است که همراه سگش توتو در کشتزاری در کانزاس زندگی میکند. روزی گردبادی میآید و دوروتی و سگش و خانهاش را با خود به آسمان میبرد و در سرزمین آز پایین میآورد. دراُز همه چیز زیبا و غریب است، با این حال دوروتی میخواهد هر جور شده به خانهاش برگردد.
دوروتی تصمیم میگیرد به شهر از برود تا از جادوگرانی که در آن شهر زندگی میکنند برای بازگشت به خانه کمک بگیرد. فرانک مورگان، ری بولگر، جک هالی و کلارا بلندیک از جمله بازیگران این فیلم هستند.
هنگامی که ال. فرانک باوم این رمان را با نام The Wonderful Wizard of Oz (جادوگر بینظیر شهر از) ساخت، شاید هدفی والاتر از خلق لحظات سرگرمکننده برای کودکان داشت، هدفی که ویکتور فلمینگ توانست تمام و کمال آن را به انجام رسانده و نهتنها کودکان بلکه برزگسالان را هم به این دنیای جادویی دعوت کند.
وقتی اثری پس از هشتاد سال همچنان در انواع فهرستها آورده میشود و حتی در برخی موارد آن را جزو پربینندهترین فیلم تاریخ سینما یاد میکنند، خود به خود برای تماشای آن وقت میگذاریم.
پادشاه شهر اُز (The Wizard of Oz) که خالق فیلم «برباد رفته» (Gone With the Wind) یعنی ویکتور فلمینگ کارگردانی آن را برعهده داشته، براساس رمانی برای کودکان نوشته ال. فرانک باوم آمریکایی ساخته شد. این عنوان نهتنها یکی از بهترین کارهای فلمینگ به شمار میرود، بلکه میتوان آن را یکی از برترین آثار کلاسیک تاریخ سینمای هالیوود دانست.
دوروتی (جودی گارلند) دخترک کوچکی است که همراه سگش توتو در کشتزاری در کانزاس زندگی میکند. روزی گردبادی میآید و دوروتی و سگش و خانهاش را با خود به آسمان میبرد و در سرزمین آز پایین میآورد. دراُز همه چیز زیبا و غریب است، با این حال دوروتی میخواهد هر جور شده به خانهاش برگردد.
دوروتی تصمیم میگیرد به شهر از برود تا از جادوگرانی که در آن شهر زندگی میکنند برای بازگشت به خانه کمک بگیرد. فرانک مورگان، ری بولگر، جک هالی و کلارا بلندیک از جمله بازیگران این فیلم هستند.
هنگامی که ال. فرانک باوم این رمان را با نام The Wonderful Wizard of Oz (جادوگر بینظیر شهر از) ساخت، شاید هدفی والاتر از خلق لحظات سرگرمکننده برای کودکان داشت، هدفی که ویکتور فلمینگ توانست تمام و کمال آن را به انجام رسانده و نهتنها کودکان بلکه برزگسالان را هم به این دنیای جادویی دعوت کند.
پارک ژوراسیک (۱۹۹۳)

پارک ژوراسیک (Jurassic Park) فیلمی در ژانر علمی تخیلی است که کارگردانی آن برعهده استیون اسپیلبرگ بوده و از رمانی به همین نام اثر مایکل کرایتون اقتباس شده. این فیلم هماکنون جز ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت Imdb است که توانسته در اسکار ۱۹۹۴ برنده ۳ اسکار بهترین تدوین صدا، بهترین میکس صدا و بهترین جلوه های تصویری شود.
این فیلم باتوجه به تکنولوژیهای زمان خودش شاهکار به حساب میآید، طوری که اثرات آن همچنان در تاریخ فیلمهای تخیلی به چشم میخورد. اسپیلبرگ که در ساخت عناوین اقتباسی مهارت زیادی دارد، پیش از این فیلم آروارهها (Jaws) را ساخته بود که آن هم نسبت به کتاب مرجع خود حرفهای بیشتری برای گفتن داشت.
بدون شک رمان اصلی هم نمیتوانست به این خوبی حس ترس و هیجان موجود را به خواننده منتقل کند. همین است که مخاطبان برای زنده نگهداشتن این مدل عناوین ارزش بیشتری قائل میشوند. سم نیل، لورا درن، جف گلدبلوم و باب پک از جمله بازیگران اصلی پارک ژوراسیک هستند.
دانشمندان در جزیره ایزلا نوبلار پارکی تفریحی ساختهاند که در آن دایناسورها را شبیهسازی کردهاند. جان هاموند (ریچارد اتنبرا) گروهی از دانشمندان را برای بازدید از پارک پیش از بازگشایی همگانی فرا میخواند. به سبب سهلانگاری و خرابکاری دستهای از دایناسورها آزاد میشوند و بازدیدکنندگان و کارشناسان میکوشند برای نجات خود از جزیره بگریزند.
فروش بسیار خوب این فیلم سبب شد قسمتهای دوم با نامهای جهان گمشده: پارک ژوراسیک (The Lost world: Jurassic Park) در سال ۱۹۹۷و پارک ژوراسیک ۳ (در سال ۲۰۰۱) و همچنین قسمت چهارم آن با نام دنیای ژوراسیک (Jurassic World) در سال ۲۰۱۵ ساخته شد که داستان علمی تخیلی و وحشتناک 23 سال پس از فیلم اصلی [ پارک ژوراسیک] را به تصویر میکشد.
قسمت پنجم هم با نام دنیای ژوراسیک : سقوط پادشاهی ( Jurassic world: fallen kingdom) در سال ۲۰۱۸ اکران شد که دنباله آن قرار است با عنوان دنیای ژوراسیک: قلمرو (Jurassic World: Dominion) در سال ۲۰۲۱ اکران شود.
ارباب حلقهها: یاران حلقه (۲۰۰۱)

امکان ندارد در چنین لیستی جای سهگانه شگفتانگیز ارباب حلقهها خالی باشد. ارباب حلقهها که توسط پیتر جکسون افسانهای ساخته شده را بدون شک باید یکی از برترین اقتباسهای تاریخ سینما دانست. سهگانهای بیهمتا که تاثیرات انکارناپذیرش تا ابد بر پیکره هالیوود ماندگار خواهد بود.
جکسون توانست به زیبایی هرچه تمامتر نوشته سخت و پرمغز تالکین را ساده و خلاصهتر کرده و با داستانگویی جذاب خود هر فانتزیدوستی را اسیر و شیفته خود کند. گفته میشود در کتاب تالکین مقدمه گستردهای درمورد هابیتها وجود داشته که در فیلم اقتباسی تنها چکیدهای از آن را میبینیم.
ارباب حلقهها: یاران حلقه (The Lord of the Rings: The Fellowship of the Ring) فیلمی فانتزی حماسی بهکارگردانی پیتر جکسون است که براساس جلد نخست رمان ارباب حلقهها بهقلم جی. آر. آر. تالکین در سال ۲۰۰۱ به نمایش درآمد. نخستین قسمت از سهگانه ارباب حلقهها با بودجه ۹۳ میلیون دلاری توانست ۸۷۱ میلیون دلار در سراسر جهان به جیب بزند و همچنین چهار جایزه اسکار را از آن خود کند.
پیتر جکسون پس از انتشار اولین عنوان بیکار نماند و به سراغ دنبالههای آن رفت که شامل ارباب حلقهها: دو برج (The Lord of the Rings: The Two Towers) و و ارباب حلقهها: بازگشت پادشاه (The Lord of the Rings: The Return of the King) میشود که به ترتیب در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ به نمایش درآمد.
خبرها حاکی از آن است که پروسه ساخت سریال ارباب حلقهها پس از مدتی توقف به دلیل شیوع ویروس کرونا و با با بهبود وضعیت کشور نیوزیلند، از سر گرفته خواهد شد. این سریال قرار است با با بودجه سرسام آور یک میلیارد دلار از سرویس استریم آمازون پخش شود که میتوان آن را یکی از بلندپروازانهترین تلاشها برای ساخت سریال در تلویزیون دانست.
فصل اول سریال The Lord of the Rings به کارگردانی خوان آنتونیو بایونا (کارگردان فیلم دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده (Jurassic World: Fallen Kingdom)، قرار است در سال ۲۰۲۱ از آمازون منتشر شود که تاریخ دقیق آن هنوز اعلام نشده؛ همچنین در حال حاضر سریال ارباب حلقهها برای فصل دوم نیز تمدید شده است.
پدرخوانده (۱۹۷۲)

پدرخوانده (The Godfather) فیلمی در ژانر درام جنایی به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا و بر اساس کتابی به همین نام به قلم ماریو پوزو است که در سال ۱۹۷۲ به نمایش درآمد. فیلمنامه این اثر، حاصل همکاری فرانسیس فورد کوپولا و ماریو پوزو است.
پیش از این، هیچ فیلمی داستان زندگی گروههای خلافکار و گانگسترها را این چنین به تصویر نکشیده بود. پدرخوانده یکی از مورد احترامترین فیلمهای تاریخ سینماست که برنده ۳ جایزه بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش اصلی مرد شد.
فیلم داستان زندگی ویتو کورلئونه و خانوادهاش را در فاصله بین سالهای ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۵، فعالیت آنها در زمینهی جرائم سازمان یافته و تلاش برای رقابت با سایر گروههای مافیایی روایت میکند. «پدرخوانده» با هنرنمایی بازیگران مطرحی همچون مارلون براندو، آل پاچینو، جیمز کان، رابرت دووال، تالیا شایر، ریچارد اس. کاستلانو، جان کازال و دایان کیتون با بودجه تنها ۶ تا ۷ میلیون دلار، به فروش جهانی ۲۴۵ میلیون دلار دست یافت.
یکی از نکات جالب توجه آن است که پس از نمایش این اثر اقتباسی، آل پاچینو مراسم اسکار را به سبب اینکه وی را نامزد دریافت جایزه نقش مکمل کرده بودند تحریم کرد. با اینکه مدت نقش پاچینو در فیلم حتی از مارلون براندو هم بیشتر بود، براندو در نهایت، جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را از آن خود کرد.
مارلون براندو در نقش دون ویتو کورلئونه،آل پاچینو در نقش مایکل کورلئونه،جیمز کان در نقش سانی کورلئونه،ریچارد اس. کاستلانو، رابرت دووال، دایان کیتن، کورلئونه و جان کازال از بازیگران اصلی بازیگران این فیلم هستند.
به دلیل استقبال تماشاگران از این فیلم، دو سال بعد از اکران آن، قسمت دیگری از این فیلم به نام پدرخوانده: قسمت دوم (The Godfather: part II) و در سال ۱۹۹۰ نیز قسمت سوم این فیلم با نام پدرخوانده: قسمت سوم ساخته شد؛ که کوپولا گفتهبود: «فقط باید فیلم اول را میساختم!»
آقای ریپلی بااستعداد (۱۹۹۹)

آقای ریپلی بااستعداد (The Talented Mr. Ripely) عنوان فیلم تریلر روانشناسانهای است که بر اساس رمانی با همین نام نوشته پاتریشیا هایاسمیت در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی آنتونی مینگلا ساخته شد.
این فیلم اقتباسی که یکی از تجربههای متفاوت و البته موفق مت دیمون به حساب میآید، توانست نامزد ۵ جایزه اسکار و یک جایزه گلدن گلوب شود و مورد تحسین اهالی سینما قرار گیرد که در این میان نمیتوان از از کارگردانی بسیار خوب آنتونی مینگلا چشمپوشی کرد.
فیلم با یک مهمانی لوکس در پشتبام یکی از ساختمانهای بلند منهتن شروع میشود، جایی که شخصیت اصلی درحال نواختن پیانو است و کت مربوط به دانشگاه پرینستون (Princeton) را به تن دارد. یکی از حاضرین وقتی متوجه میشود که ریپلی (مت دیمون) با پسرش هم دانشگاهی بوده بعد از پایان جشن به او نزدیک شده و پیشنهادی عجیب به او میدهد: «کل هزینه سفرت به اروپا رو پرداخت میکنم و اگر بتونی پسرم رو برگردونی بهت ۱۰۰۰ دلار جایزه میدم.» اینجاست که لحظات هیجانانگیز فیلم آغاز میشود.
جیمز ربهورن، گونت پالترو، جود لاو، کیت بلانشت و فلیپ هافمن از جمله بازیگران نامآشنایی هستند که در این عنوان اقتباسی به نقشآفرینی پرداختهاند.
جالب است بدانید پیش از آنکه مت دیمون برای نقش ریپلی انتخاب شود، پیشنهاد آن به لئوناردو دیکاپریو داده شده بوده که وی آن را نپذیرف و سپس مینگلا با تماشای بازی بینقص مت دیمون در فیلم Good Will Hunting (ویل هانتینگ نابغه) او را برای بازی در نقش مذکور انتخاب کرد.
بدون شک عناوین بیشمار دیگری نیز هستند که میتوانستند در این لیست قرار بگیرند، شاهکارهایی نظیر درخشش (The Shining)، جایی برای پیرمردها نیست (No Country for Old Men)، فارست گامپ (Forrest Gump) ، خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood) و بسیاری دیگر.
